
بر این گمانم که اهل کمک کردن هستم و این گمان اگر به واقعیت نزدیک باشد احتمالا ریشه در آموزش اجتماع محور و خانوادگی محور دوران کودکی ام داشته باشد.مثلا بچه که بودیم و در هیئت عزاداری هنگام ناهار میشد، عمو هایم معمولا جز پخش کننده های دیس های فلزی غذا، پخش کننده نوشابه ها، بودند. در نوشابه های در جعبه را با قاشق فرت فرت باز کردند میکردند ما بچه ها نی داخل آنها قرار میدادیم. آنها اهل اینکه بشینند اول ناهار بخورن نبودند. این است که از اول با چنین نمودهایی الگو کمک کردن در پندار کودکیم شکل گرفت.باری&...
ادامه مطلب