
پوزش از تاخیر به روز کردن پرچنان.بازار لوازم التحریر این روزها شلوغ است و فرصت اندکی برایم می ماند.در یکی از خیابان های بالاشهر، پیاده درحال حرکت هستم که میبینم در لاین مخالف ماشین ها توقف کرده اند و ترافیک ایجاد شده است. چون پیاده هستم آرام آرام به نزدیک محل ترافیک میرسم و میبینم یک گونی ، از همان گونی های بزرگی که زباله گردها بر دوششاش می اندازند وسط خیابان افتاده است و ماشین های عبوری ترجیح میدهند به لاین مخالف آمده و آن را دور بزنند.گیومه:« راننده ای تعریف میکرد مجبور به توقف بوده و منتظر هم...
ادامه مطلب
پس از بیست روز ندویدن و در سفر بودن، پارک رفته و شروع به دویدن کردم.در پارک، دوxa0 دوستْ درخت دارم که همیشه اول دویدن سلامشان میکنم. اولیش کهنسال ترین درخت پارک احتمالاً باشد و دومی، از لحاظ هندسی یکی ا...
ادامه مطلب
پرچنان:مامان، خلاصه ای از برنامه دیروز تلوزیون را بیان کرد و گفت: امروز هم قسمت دومش پخش خواهد شد، داستان خواهران ورزشکاری که توانسته بودند خود را از فقر و بدبختی، به وسیله ورزش، رها کنند.برنامه را دیدم، چیزی از جنس غم بود، غمی دوست داشتنی، غمی از برای دیگری، غم دختری از برای مادری، غم انتظار، انتظا...
ادامه مطلب