
بیش از یک ماه است که مملکت قلیان است، هر دکان و محفلی هم که رفتم اول سخن همین قلیان بود و سپس سخن های دیگر.هفته پیش بود که این پندارها هنگام رکاب زنی شبانه تا منزل نقش بست. این که آیا ما خوشبختیم؟انصافاً سیاهی که در آنیم حتی تصور اجازه این پندار را نمیداد. پس چرا این سیگنال سئوال در ذهنم نقش بست؟پاسخی نداشتم، چند خیابان را رد کرده بودم و رسیده بودم به انبوهی نظامی دیگر. کم کم در حال استخراج پاسخ رسیده بودم. این که پاسخ شاید در برهان خلف مانندی نهفته باشد. چیزی شبیه پاسخ لقمان. ادب از که آموختی؟ی...
ادامه مطلب