
پرچنان:معمولاً کفش و کوه کوهنوردی زمستانه ام از اواسط آبان جایش را در کمد کوه تثبیت میکرد، اما امسال تا اواخر دیماه به تاخیر افتاد.در واقع برف نبود که کوهستان، شوق حضور بطلبد.برای من زمستان و کوه بی برف مثل چلو بی خورشت است.باری این هفته چکاد پرسون را صعود کردیم. دشت گرچال ( دشت هویج) مثل همیشه برف نداشت ، از آن برف هایی که تنه درخت های بید کنار چشمه را بپوشاند و تنها شاخه ها از برف بیرون زند. آن قدر برف کم بود که نیاز ندیدیم از مسیر زمستانه صعود کنیم و همان مسیر تابستانی را انتخاب کردیم، مسیری...
ادامه مطلب
پس از پانزده سال دوباره فیلم زندگی دیگران را دیدم. آن قدر این فیلم سرشار است که ببینند در لحظه لحظه فیلم، غرق در مستیست.واقعا میتوان افسوس خورد بر کسی که هنوز این فیلم را ندید و برفت. اتفاقاً این فیلم در روزهای سرزمین، دیدنی تر است. تحلیلی بر آن:اگر بخواهم کلید واژه ای برای این فیلم داشته باشم، کلمه زن است. زن به معنای فهمیدن معجزه ای به نام زندگی. به گمانم حالا متوجه شده اید چرا پیشنهاد دیدن این فیلم را در این روزهای سرزمین دارم.شاید دهها نقد اجتماعی ، سیاسی، تاریخی ، فلسفی برای این فیلم در پند...
ادامه مطلب
ریفیقم( رفیق)، مریض شده بود و درصدی احتمال کرونا میدادم، هم دلنگرانش بودم و هم جرئت نزدیک شدن به او و همراه شدن با او را نداشتم. دائم به او پیشنهاد میدادم لطفاً این کن و آن نکن.پاسخ صریح و کوتاهی داد...
ادامه مطلب
تا به حال تاتر پرفرم نرفته بودم. پیمان نمیدانست چگونه کاریست؟ گفتم هر چه بادا باد. پوسترش گیرم انداخته بود و من مدتهاست گیر « ما شدن» هستم و اینک در این پوسترxa0 یک دیگرانی را نیز وارد « مایی » میکند. و...
ادامه مطلب