پرچنان

متن مرتبط با «کوزت» در سایت پرچنان نوشته شده است

کوزت

  • نیلوبلاگ

    امروز من کوزت را دیدم. xa0دخترک با اون سن کمش خوبxa0 خوب بلد بود غذای تناردیها رو بار بگذاره، خوب بلد بود بچه تنادیر ها رو جمع و جورش کنه. کوزت داستان ما اما با این همه خوبی خیلی کتک خورده بود xa0خانم تناردیه داستان ویکتور هوگو که کابل نداشت. xa0داشت؟ xa0خانواده تناردیها ویکتور هوگو مواد مصرف نمیکردند، می کردند؟ اگر هم می کردند جلوی چشم کوزت نبود؟ بود؟ وقتی کوزت، ما را در مدرسه دید و با هم صحبت کردیم و در نهایت قرار شد با ما بیاد، می خندید. خنده ای تلخ، خنده ای چون گریه. xa0اما چشمانش همچون قطره...

    ادامه مطلب