خرید بک لینک
Soheil R:
مسافر و دوچرخه

پیشنهاد دیگری دارم:

مقدمه:
بیایید یک تصویر سازی ذهنی بکنیم
خود را بگذارید به جای ما و خود را مسافری ببیند نشسته بر روی چرخ، در حال رکاب زدن بر جاده ای بیابانی.
تصوّر کردید؟

کلاه کاسکت بر روی سر و با توجه به زاویه تابش آفتاب، سایه بان آن پایین یا بالا امده و قسمت بالایی قاب تصویر شما شکل گرفته. نقاب انحنا دار کلاه، که چون به چشم شما نزدیک است ،سیاه میبیند.
اما ضلع پایینی قاب، پارچه ایست که به صورت کشیده و بینی و گونه های شما را پوشانده و تا زیر چشم آمده است. و در نهایت عینک و لنز قهوه ای آن
میشود چهار طرف قاب تصویری که شما از بیابان و آسمان میبینید.
وسعت منظر چشم، با این آسمان و این افق، در نهایتِ توان چشم آدمی است و تقریبا آنچه از لحاظ فیزیکی و کروی بودن زمین می توان دید را در حال دیدن هستید، البته از دریچه این قاب که تصویر کردم.

تصور کردید؟

حالا چشمانتان را با همین تصور ذهنی ببینید و آن تصویر عظیمی که از خاک و آسمان و تلفیق آن دو و خط جدا کننده شان را از هم
در ذهنتان تصویر کردید، ثابت کنید.

چشمانتان را باز کنید.
اگر در این بیابان با این تصویر ذهنی قرار بود، شعری بخوانید، آن شعر کدام شاعر بود؟

و پیشنهاد اصلی:
لطفاً اگر شد شعری متناسب با این تصویر ذهنی که خلق کردید را بخوانید و در گروه قرار دهید.

خجالت و ترس را به کناری گذارده و خود مولف باشید. اگر فردی از همسفران ، این کار را انجام داد، اگر خواست دلایلم را برای این پیشنهاد خواهم نوشت.
من خودم در این قاب تصویر که میبینم، اشعار رضا براهنی ، را گوش میدهم.
« آنها را هم برای تو در اینجا نوشته ام»

یا شعر
« اسماعیل» اش را
و یا اگر از شاعران کمتر شناخته شده ، شناخت داشتید، از آنها بخوانید. مثلا شعر حسن کرَمی را کمتر کسی خوانده، از شاعران بوشهری، اما کم از شاملو ندارد به نظرم.

و اگر خواستید میتوانید با خانم مومنی یا جناب دانشمند هماهنگ کنیم تا موسیقی متناسب با شعر را در آن ادیت کنند( چون کانالی مخصوص این کار دارند، به ذهنم رسید).


حال دوباره چشمانتان را ببینید و به تصویر بیابانی که خود از قابی که ترسیم شد در ذهن ساختید بنگرید و آن شعر و شاعری را انتخاب کنید

روز پنجم


@parrchenan

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 11:35

صفحه بندی