عیار زمان

خرید بک لینک

در هوای سرد شب آذر، رکاب بزنی و غمین باشی و باد سرد، اشکت را در آورده باشد و تو تشخیص ندهی این اشک سرماست یا اشک غم، یا اشک موسیقی که گوش میدهی و تو را فرا گرفته است.
برای اولین بار شک میکنی!
این آیا اشک سرما ست یا نه؟


###

رفته ام بعد از سالها ریش تراش مرحوم بابا را تعمیر کنم، به عنوان زاپاس داشته باشم و در سفرها استفاده کنم.
وارد تیمچه حاجب الدوله بازار شدم و از کوچه های تنگ آن عبور کرده و به مغازه تعمیراتی رسیدم.
بغیر از سه چهار دکان، بقیه دکان ها، زنانه فروش شده اند و فروشندگان و مشتریان بیشتر، زنان بودند
به تعمیرکار ریش تراش میگم، آقا وسط این همه زنانه فروش، آمده ای ریش تراشی تعمیر میکنی؟
با یک خشم میگوید تا چند سال پیش همه این راسته، تعمیرات بود و به مرور عوض شده، هر چه هم شاکی میشوی، فایده ندارد.
نفس کشیدن و زنده بودن بازار را از همین تغییرها میشود درک کرد. اینکه تعمیرات کم کم نمیصرفد و خرید مجدد صرفیدنی تر است.
اینکه سرمایه یا کاپیتال، خرید مجدد را به تعمیر، ترجبح داده است. و این یعنی فروش بیشتر و گرمایش زمین و...
بازار، روح زنانه به خود گرفته است
زنان بازاری هم قسمت ثابت بازار شده اند و...
شب برای مادرم، داستان بازار را تعریف میکنم، یادش به چیزی دگر میرود تا کجاهای دور، اینکه در مکه، وقتی من دوازده ساله بودم، برای سوغاتی که برای من در نظر داشتند، بابا، ماشین ریش تراشی سوغاتم ، خریده بود. سوغاتی ام را نزدیک به ده سال بعد استفاده کردم، چون خیلی دیر ریش و سبیل درآوردم.
با مادر مشغول دیدن فوتبال برتر هستیم، وسط برنامه ازم پرسید، استقلال چند چند کرد؟
نمیدانستم.
مشکلات تیم استقلال را مجری و کارشناس تلویزیون، در حال بررسی هستند.
میگویم، قیافه، این کارشناس خیلی آشنا میزند.
مادر، چیزی میگوید که شاخ در میآورم،
گُلِر استقلال بود دیگه!!
و چند دقیقه بعد زیر نویس، نام طباطبایی را میزند.
بیست سال پیش دروازه بانی استقلال را میکرد. به مادر میگویم شانسی پراندی.
اما واقعا برام عجیب بود مامان گُلِر بیست سال پیش استقلال را بشناسد. مامان فوتبالی نبود. اصلأ.
اما بابا طرفدار تیم استقلال. بازیهایش را دنبال میکرد.
به کل این پست که نگاه میکنم از آن یک داستان عاشقانه استخراج میکنم.
عشق از نوع غیر زبانی، غیر ادایی،
نه از اینها که روانشناس ها و کارشناسان علوم عشقی!! بیان میکنند
نه از جنس عشقی که در فیلمها بیان میشود.
عشق از نوع خاص تاریخی، شرقی اش.
عشق، از جنس زمانی.
وقتی آن را وقتی متوجه میشوی که در ترازو بیست ساله و عیار زمان بسنجی.

@parrchenan

پرچنان...

ما را در سایت پرچنان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:27

صفحه بندی