اول
در میان انبوه شعارهایی که در طول زندگی ام شنیده ام، چه حاکمیتی و چه خلاف آن، از زنده باد ها تا مرده باد ها، از شعار های داری وزن و سجع و قافیه تا شعارهای سیلابی یک شعار را میپسندم که به گمانم در حال رشد و نمو است:
بیشرف.
شرافت مهمترین چیزی است که یک انسان میتواند داشته باشد. در تحلیل فیلم بی همه چیز نیز بدان پرداختم و این روزها که این شعار را میشنوم، میفهمم هنرمند اعلا همیشه یک گام جلوتر پیش بینی میکند جامعه اش را. شرف حلقه در حال مفقود شدن این سرزمین است.
برای درک شرف، فهم زوایا و ابعاد آن نیاز است رابطه تنگاتنگ آن با مسیولیت را بررسی کرد. مثلا یک پدر در حق فرزندش مسیولیتی دارد که با برآوردن آن فردی شرافتمند و خلاف آن به بیشرف تبدیل میشود.
در نتیجه هر چه مسیولیت های بیشتر و بزرگتری داشته باشی احتمال آنکه شرافتت دچار ابهام شود نیز افزون تر میشود.
اگر با من بود به کارهایی که مسیولیت زیادی را بر دوش میکشند، در فیش حقوقی اش ماده ای به نام حق شرف قرار میدادم. چرا که هر ماه به او هشدار دهم شرافت تو در گرو مسیولیت توست.
نتیجهگیری:
اگر خود را شریف میدانیم حواسمان به شرافتمان باشد که آسیب نبیند. نسبت به مسیولیت ها، نقش ها، تکالیف اخلاقی که گرفته یا خواهیم گرفت دقیق تر باشیم
دوم:
این هفته از مسیر گل زرد به دشت لار رفته و رکاب زدیم. مثل همیشه نبود، آب دریاچه ده بیست متر پایینتر و آلاله ها مثل همیشه قد نکشیده بودند.
اما همچنان زیباست و چشمه ها هنوز جوشان. شاید نیاز بود نوشیدن از چشمه ای تا غم این روزهای آبادان را بشورد و ببرد تا در عمق دل بکارد
نتیجهگیری:
شاید خیلی ساده به نظر برسد خانه ای که قولنامه ایست و تحت نظارت هیچ سازمان و استانداردی نبوده نرویم و نمانیم و نخریم.
https://t.me/parrchenan
پرچنان...ما را در سایت پرچنان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 165