از دستم به کلانتری شکایت برده بود که چرا دم درب خانه اش آمده ایم ،با لباس ۱۲۳ و پیرامون کودک آزاری ،پرس و جو کردیم . در کلانتری منتظرش ماندیم. فرد پرخاشگری بود. پرسیدم روند درمان بچه ات را شروع کردی؟ و جواب سربالا داد. در وسط گفتگویمان به سمتم حمله ور شد که افسران کلانتری آمدند و جلویش را گرفتند. در نهایت موضوع ما تمام شد و قرار شد از فردی که گزارش کرده برود شکایت کند. همکارم میپرسد چرا آن قدر صبوری کردی و آرام بودی؟ میگم به جای من ، افسر کلانتری خشونت لازم را اجرا کرد. گاهی پراگماتیسمی عمل میکنم. این که در آنی فکر کنی کدام رفتار، بهترین رفتار است، کار سختی است. اما به نظرم کوه و کوهنوردی و موقعیتهایی که در آن پیش می آید، در تقویت این رفتار و منش و تفکر بسیار موثر است. صبوری، آرامش و در لحظه بهترین رفتار و تصمیم را انجام دادن را میتوان در کوهنوردی آموخت و تقویت کرد.
***
یک دوچرخه دیگر نیز به مددجویی دیگر اهدا شد. اگر کسی از خوانندگان، دوچرخه ای داشت و نیاز نداشت،( اسباب بازی هم) میتواند به ما بدهد تا ما به دست اهلش برسانیم.
به او میگویم، این دوچرخه، استارتیست، انگیزه ایست برای شروع درمان افسردگیت.
@parrchenan
ترلان
فریبا وفی
مثل بقیه کتابهای این نویسنده، کتابی است کیفی که در جزئیات عواطف انسانی کلمه را می رماند.
در رمان جمله های ناب بسیار می یابی.
@parrchenan
برچسب: ترلان,
نویسنده: طاها اکبری
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 14:03