مهر - تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 15:29
از صبح در سرم بود عکس های این چند ساله که با دوربین دیجیتال گرفته ام را ببینم یعنی تقریباً از سال ۸۹ که با دوربین دیجیتالم عکاسی کردم. ساعتی به تماشای آن نشستم. سپس خود به خود چیزی چون فرایند ساخته شدن یک استالاگمیت در پندارم پرسشی شکل گرفت: چرا دوست داشتم عکسهای این سالها را ببینم؟ ( ضمن آنکه خیلی ...
تاتر شب روی سنگ فرش خیس - تاریخ: 1402/5/28 ساعت: 20:49
انتظار نداشتم اکبر رادی این مقدار و با این جزییات ریز، فرهنگ ایرانی را شناخته باشد، چیزی چون یک جامعهشناس.وقتی این نمایش را دیدم دنبال کلیدی گشتم که قفل فهم آن را گشاید و یافتم: عدم امکان گفتگوهمه نمایش آن بود که اقشار گوناگون و مطرح در جامعه امکان گفتگو و فهمیدن هم را ندارند. علی رغم مجالس متعددی ک...
دو جستار - تاریخ: 1402/5/28 ساعت: 20:49
در اسنپ نشسته ام و اول تلاش میکنم بخوابم.معمولاً تنها زمانی که در روز فرصت دارم قیقوله ای کرده باشم همین زمان ظهر است که در استنپ نشسته ام.اما خوابم نمیبرد دایم پنداره های( خاطرات) کودکی ام جلو چشمانم رژه میرود خاطرات بابا و پیکانی که اوایل دههی هفتاد تهیه کرد و به پراید که در دهه هشتاد تبدیل شد.طاق...
کتاب رساله ای کوچک پیرامون فضیلت های بزرگ - تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 20:37
به آخرین صفحه کتاب که رسیدم با دست خط خود روبرو شدم: پایان خوانش کتاب را در تاریخ نود و هفت نوشته بودم و اکنون بعد از پنج سال دوباره این کتاب را خواندم:رساله ای کوچک پیرامون فضیلت های بزرگ آندره کنت اسپونویلدکتر مرتضی کلانتریان انتشارات آگهکتاب ۱۸ فصل دارد، ترجمه خوبی ندارد، گاهی سخت و قامض میشود ام...
حجاب _حسینیه - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 20:04
منزل ما در نزدیکی انبوهی از حسینه هاست و در ایام محرم دقیقا زیر پنجره خانه مان، حسینه ای با بلندگو تا قبل از دوازده شب بدین گونه فعال است: مردان در داخل حسینه مشغول سینه زنی و روضه هستند و زنان در بیرون حسینیه و حد فاصله موتورهای پارک شده ی مردان عزادار داخل حسینه و سطل زباله سر کوچه روی فرشی که یک ...
آبی گرم ترین رنگ است - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 20:04
پرچنان:دوستی از خوانندگان پرچنان پیرامون لواشک ها این کامنت را گذاشته بود که دو سال است که لواشک درست کرده و در یخچال قرار داده اما کسی را میل بدان نیست.اگر در عکس آخرین دقیق شویم خواهیم دید که چند بسته نایلونی نیز کنار لواشک های لوله شده قرار دارد. اینها لواشک های پایلاماخ است. پایلاماخ واژه ای ترک...
سبلان - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 20:04
چند روز گرمای تهران و بی برقی ایران و در نتیجه تعطیلات ناگهان، به پست ما که برنامه ریزی شهر سرعین و قله سبلان کرده بودیم، خورد و قله ای بسیار شلوغ را صعود کردیم. قله و مسیر بقدری شلوغ بود که گویی بی آرتی در بین راه خراب شده باشد و مسافرانش در نتیجه خالی و یا در مترو انتهای خط گشوده شده باشد و حجم زی...
وانت - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 13:48
پرچنان:در خبرها آمده بود گرم ترین روز سال است و خرید زیادی را در بازار انجام داده بودم و منتظر وانت، که با یک وانت مزدای خسته توافق کردم. بارها را سوار کردیم و راه افتادیم. راننده تاکید داشت مسیر را به او بگویم، پس از دقایقی گفت سواد ندارد و نمیتواند چیزی بخواند و پرسشی سخن را ادامه داد که، میدانی چ...
جبر - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 13:48
در پارک مشغول ورزش هستیم اما میبینم آنهایی که با مربی و بلندگو ودرجا ورزش گروهی دارند لبخندی بر چهره نقطه ای از میدان مرکزی پارک را نظاره میکنند.معمولاً دوچرخه های مان را در نزدیکی آنها میبندیم و اکنون با آنها که گروه صورتی لقب داده این چون لباس های یک شکل صورتی میپوشند بیشتر آشنا شده ایم و اینگونه ...
جوی ولیعصر - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 13:48
یکی از معدود قسمت های جوی ولیعصر است که در این گرما تهران و بی آبی جوی هنوز سبزِ سبز است و حسی از خوبی را نثار مشاهده گر خود میکند. جوی ولیعصر قبل ترها اینگونه نبود، درختان ستبر چنار همه خیابان را پوشانده بودند و همیشه آبی از کنار درختان جاری. این پنداره های ( خاطرات) دوران کودکی ام است.اما این روزه...
گزارش برنامه رکابزنی لاهیجان و حومه xa0روز اول - تاریخ: 1402/2/7 ساعت: 13:09
گزارش برنامه رکابزنی لاهیجان و حومه روز اولروز اول را با کلید واژه کاشف السلطنه در پندارم بایگانی میکنم. باورش برایم سخت بود که با کاشف السلطنه هم عصریم. در سده ای به دنیا آمده ام که او در دهه اول آن بر اثر تصادف با ماشین مُرده است.شاید به خاطر لقبش است که فکر میکردم در سده های قبل تر زیسته است و از...
شب احیا - تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 16:18
شب قدر است و دل دردی مرا فرا گرفته است. در کش و قوس آن دلدردم که ساعت دوازده و ربع درب حسینه پایین منزل باز میشود و مداح آن پشت میکروفون که یک باند آن به خارج حسینه راه دارد الغوث الغوث میخواندن می آغازد. دل دردم تشدید شده است و مداح تا اینجا با صدای بلند خود به مسمار سرخ شده و قدرت لگد آن نانجیب و ...
برادران لیلا - تاریخ: 1402/1/23 ساعت: 13:16
پرچنان:تحلیلی مختصر بر فیلم برادران لیلافیلم از همان دقایق اول اعلام میکند که گُل درشت است. جمله های قلمبه ای که شخصیت ها در طول دیالوگ هایشان استفاده میکنند نماد این گل دُرشتی است.ولی آیا این گل دُرشتی ناپسند است؟و اما یک خاطره: کرونا گرفته بودم و گوشهایم سخت میشنید. گوش سمت چپ هیچ و گوش سمت راست ب...
کارگردان قصههای مجید - تاریخ: 1402/1/23 ساعت: 13:16
سلام، می دانم که در زمینه ی مددکاری اجتماعی تجربه هایی دارید.به وبلاگی برخوردم که نویسنده اش گویا قصد خودکشی دارد. آیا می توان از طریق مجاری قانونی نشانی نویسنده را پیدا کرد و خانواده اش را از این خطر خبردار کرد؟به نظر شما بهترین شکل مواجهه با این مشکل چیست؟ و آیا کاری از دست کسی بر می آید؟ لطفاً اگ...
چشمهایش - تاریخ: 1402/1/23 ساعت: 13:16
چَشمهایشبزرگ علویچند کتاب همزمان با هم در حال خواندن هستم و خیلی کند جلو میروم، چَشمهایش را روزهای عید در کتابخانه منزل سروچمانم یافتم و خواندم.کتاب عاشقانه خوبی بود، حال و هوای جغرافیای کتاب را به واسطه حضور فعلی منزل در همان حول و حوش بیشتر درک کردم و مزه ویژهای بخشید.وقتی آدرس های داستان که در حو...
نوروزتان پیروز - تاریخ: 1402/1/3 ساعت: 12:50
پرچنان:جمعه هفته پیش بود که شب قبلش مهمان دوستی بودیم و تا پاسی از شب بیدار.نتیجه این شب زنده داری آن بود که جمعه صبح ساعت ده و نیم از خواب بیدار شدم. اما برای اولین بار بود که این حسی که بعد از بیداری به سراغم آمد را در وجودم مزه کردم: از آفتاب شرمنده بودم، از خودم نیز هم.آفتاب بهاری و هوای خوشی که...
تندرستی - تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 20:10
چند روزی کسالت ریزی داشتم و در نتیجه نمیتوانستم با دوچرخه مسیر رفت و برگشت ِسی کیلومتری هر روزه ام را با دوچرخه طی کنم. برای رکابان شدن بدنی قبراق نیاز است و در حد اعلای تندرستی و سلامتی.باری روز اول با مترو رفتم و برایم دلسرد کننده بود از آن حال و هوای بهاری و شکوفه ها و سبکی هوای دلچسب به هوای نمو...
Small talk - تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 20:10
تقریباً هر روز مسیری بسیار کوتاه که نهایت مدت زمان آن پنج دقیقه است اسنپ میگیرم. در این فرصت حتی کمتر از پنج دقیقه، مکالمه بسیار مختصری با راننده اتفاق می افتاد که برایم بسیار دل نشین است. این مکالمه های کوتاه را دوست میدارم، چیزی شبیه نسیم خنکی در وسط گرمای تابستان است. حسی مختصر از آدمیت را با خود...
دو سو - تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 19:31
با همکار افغانم صحبت میکنم. سری با حسرت تکان میدهد و از گفتگویی با پدرش میگوید که اجازه نداده است دختری که میتوانست از یکی از اقوامش را بگیرد را به سرانجام برساند و سر و سامانی بگیرد. توضیح بیشتر از او طلب کرده پس ادامه میدهد مردی از اقشوامش به تازگی به ایران مهاجرت کرده است با چهار دختر، که همگی زی...
بهار - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 3:44
اولین شکوفه های بهاری را امروز در حالیکه با دنده سنگین سربالایی خیابان سهروردی را قبل از میدان قندی میرکابیدم بر یک درخت احتمالأ آلو دیدم و گل از گلم شکفت. گویی دوپینگ کرده باشم سخت تر بر رکابی که سنگین بود فشار دادم و در آن سربالایی سرعت افزودم.سلام بر بهار چهلمچهل سال بهارجان را دیدن را سلام. بی ب...