پرچنان

متن مرتبط با «قسمت» در سایت پرچنان نوشته شده است

قسمت دوم اسنپی

  • نیلوبلاگ

    پرچنان:قسمت دومبه راننده اسنپی تازه کار در تهران اما چند پیشنهاد دادم. اما اجازه دهید قبل از آن به موضوعی دیگر اما مرتبط بپردازم. به طبع سالها نوشتن و خواندن، برای من واژه پر بهاست. با واژه ها انسی دگر دارم، و لذت واژه برای من چون سرکشیدن پیاله می کهن است. در بین همه واژه ها اما یک واژه در پیشانی سپهر باور واژه شناسی ام مینشیند و آن واژه «شریف» است. و در همین سپهر دشنام ترین دشنام هایم، واژه «بیشرف». رانندگان تاکسی اینترنتی که نه دستی در تاکسیرانی و زد و بند های آن داشتند و نه تحمل بیکاری و بیگ...

    ادامه مطلب
  • قسمت پنجم

  • نیلوبلاگ

    مشغول بستن چمدان برای سفر هستیم که سروچمان، نظرم را پیرامون چادری که در حرم الزامی است داشته باشد را میپرسد: چادر رنگی یا چادرسیاه؟پاسخم اولی است. خودش نیز هم.یاد قسمتهایی از کتاب ایام محبس که چند هفته قبل خوانده بودم افتاده ام. اینکه زندانیان مجاهد چادر سیاه بر سر داشتن و آنها که مشی ایدیولوژی، مسلحانه نداشتند اجازه داشتند چادر رنگی بر سر کنند. چادر رنگی در لباس سنتی زن ایرانی بوده و تنها از دوره قاجار چادر سیاه به واسطه، اشراف آن زمان رواج یافت و در واقع پدیده ای نوظهور نسبت به چادر رنگی است. ...

    ادامه مطلب
  • قسمت آخر سفرنامه

  • نیلوبلاگ

    قسمت آخر سفرنامه مشهدسفر سه روزه به مشهدمان به روز آخر رسیده است و مصادف با روز جمعه. چند تن از عزیزان مان قصد نمازجمعه مشهد به امامت علم الهدی کرده اند. هنگام بازگشت از نماز میپرسمشان، خطیب نماز پیرامون چه سخن گفت؟ نمیدانستند و گفتند اصولاً برای ستیدنه سخنان او نرفته بودند.بسیاری از شرکت کنندگان در نماز جمعه به نیت ثواب، در آن مشارکت دارند. اصولاً برای فهم دقیق تر نظامهای مذهبی، مفهوم صواب، قسمت پر رنگ مسئله است. مثلا، شاید یک سخنران برای جمعی سخنرانی بکند و در پایان بسیار راضی و خشنود باشد چرا...

    ادامه مطلب
  • مشهد قسمت دوم

  • نیلوبلاگ

    قسمت دومبعد از شش هفت سال به حرم امام رضا رسیده ام و یاد و خاطره نوستالوژی کودکی در من زنده میشود. جایی که حاجی بابا (پدربزرگ مرحومم) دوست داشت بنشیند را مییابم، کودکی خودم را میبینم که جلو او که نماز میخواند و در عین حال میتواند به دیوار تکیه دهد در حالی بازیم و از ایوان گاهی مشرف به صحن ( فکر کنم نامش صحن جمهوری است) دیگر زائرین را نظر میکنم. اینجای حرم همانی است که سالهای سال بوده. بدون تغییر.باریهنوز از پس این همه سال آثار مصالح ساختمانی و ادوات سنگین ساختمانی مشاهده میشود، گویی ساخت و ساز ح...

    ادامه مطلب
  • مشهد قسمت سوم

  • نیلوبلاگ

    قسمت سومیک حسن بزرگ مشهد آن است که توان تجمیع هر دو نظرگاه عمده ایرانیان در یک مکان را دارد.نگاه سنتی ها که شامل مذهبیون و ایده آلسیت هاست ودوم نگاه سکولار ها که شامل رشنالیسم( اصالت عقل) و پراگماتیسم ها و... میشود.معمولاً در این سالها و بخصوص در این ده سال ما با پدیده ای متفاوت در خانواده ایرانی روبرو شده ایم. اینکه فرزندان چون والدین نمی اندیشند و کرداری متفاوت برای نرم افزار زیسته خود برگزیده اند. در نتیجه در بسیاری از خانواده ها ما با یک دو شقگی روبرو هستیم. والدین سنتی مذهبی و فرزندان غیر س...

    ادامه مطلب
  • قسمت چهارم

  • نیلوبلاگ

    قسمت چهارم گلشهرنامش را از کتاب چای سبز روی پل سرخ پیمان شنیده بودم و با سروچمان مشتاق دیدن این محله بودیم.نزدیک ساعت سه عصر به آدرس رسیدیم. گلشهر، محله افغان نشینان مشهد است. از همان اول شگفتی حاصل شد. پا بر خیابانِ سنگ فرش شده به سبک سنتی که گویی یاد آور هِرات است گذارده بودیم. چهره ها، لباس ها، دکان ها، نشان از افغان داشت. بیشتر دکانها برای ظهر بسته بودند و ما ابتدا رفتیم به دنبال یک ناهار افغانی.قابلیپلو ازبکی و مِنتو سفارش دادیم و از مزه لذیذ و نو آن لذت وافر بردیم. زیر زبان عطر تازه ای ناش...

    ادامه مطلب
  • قسمت دوم

  • نیلوبلاگ

    کرونا قسمت دومدر طول تاریخ بشری، یک توصیه حضوری دائمی داشت:عاشق شواز شهید بهشتی انقلابی که گفت جوانان عاشق شوید تا حافظعاشق شو ارنه روزی..xa0تا مسیح که پیامبر عشق لقب گرفت.اما کرونا این ویروس دنیای مدرن...

    ادامه مطلب
  • قسمت سوم

  • نیلوبلاگ

    کرونا قسمت سومترس به مثابه زندگیپیرامون دو پست اخیر بازخوردهای بسیار متفاوتی دریافت کردم. و امیدوارم این پست بتوانم نتیجه گیری خود را انجام دهم.دو نوع بازخورد وجود داشت ،xa0 با این مضمونxa0 که من خوشبینم ...

    ادامه مطلب
  • پس از سفر رکاب زنی یزد به شیراز قسمت اول

  • نیلوبلاگ

    روز آخر رکاب زنی است و به شیراز نیلوبلاگ رسیده ایم. حافظ و سعدی و غزل خوانی از آنها و رفتن به ترمینال همانا و سوار اتوبوس شدن و برگشت به تهران.xa0به شب قبلxa0 و« مهربانو،»،مادربزرگی که ما شب را در خانه اش مهمان شد...

    ادامه مطلب
  • پس از سفر رکاب زنی یزد به شیراز قسمت دوم

  • نیلوبلاگ

    پس از سفر قسمت دوم:ما شانزده روز در سفر بودیم و در نتیجه شانزده شبمانی داشتیم. خانه معلم، مسافر خانه، بوم گردی، مسجد، امامزاده، حسینه، آشپزخانه حسینه، اتاقک های قبرستان، و خانه مردم محلی، منازلی بود ...

    ادامه مطلب
  • پس از سفر رکاب زنی یزد به شیراز قسمت سوم

  • نیلوبلاگ

    گزارش پس از سفر رکاب زنی یزد به شیراز نیلوبلاگ قسمت سومدر همه استان هایی که رکاب زده ام استان یزد، به طور سیستمی و یکپارچه چه بصورت نرم افزار و چه سخت افزار، یک سر و گردن از دیگر استان های کشور، به روز تر، مدر...

    ادامه مطلب
  • قسمت دوم حلوای تن تنانی با تزین بادم تلخ

  • نیلوبلاگ

    قسمت بادام تلخ.این که یک دخترک، همچون پرنسس، توانسته فردی را بیابد که از او، ازخانواده او بیاموزد، این که مورد پذیرش یک فرد قرار گرفته، خیلی خوب است. این که فردی او را به خانواده اش راه داده عالی است. نگاه از بالا به پایین به او ندارد معرکه است.اما از طرف دیگر ماجرا هم ببینیم.این که کودکان و فرزندان محروم این سرزمین، از جنس همین پرنسس، چرا نمیتوانند و نتوانسته اند به حریم خانوادگی و امن ما نزدیک شوند. چرا به آنها راه نداده ایم؟ چرا خودی حساب نشده اند؟ نهایتاً پولی بابت کمک داده ایم و تمام.ضعف قو...

    ادامه مطلب